X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
یکشنبه 13 آذر‌ماه سال 1390

برگی از خاطرات گذشته ۱

واسه اولین باری که با یه دختر رفتم خونه...و وقتی دراز کشیدیم و مشغول کارهایه اولیه بودیم...من که اولین بارم بود و تا حالا اینجوری دست به دختر نزده بودم دست رو بردم رو جای ممنوعه و دیدم اوه  یه چیزی از رویه شلوار چه سفت و کمی گندست...به رویه خودم نیاوردم اما خیلی ترسیدم فکر کردم دو جنسست و سعی کردم زیاد وارد جزییات نشم و چند بار پرسیدم این چیه و بهم نمیگفت منم فکر کردم حتما این دو جنسست دیگه خلاصه بدونه اعماله خاصی و فقط با کمی لب بازیو مالیدن تموم کردیم رفت... 

 

۲ساعت بعدش از پسر عمم که ۴ سال از من بزرگتره(تازه نامزد کرده)پرسیدم اون چیه و بهم گفت چ..وچ...ول و واسم توضیح داد که چیه و همه دخترا دارن...هه هه .. سرم چه کلاهی رفت...(البته واسه اون یکم بزرگتر از حد معمول بود)

 

فرداش با دختره کلی جرو بحث کردم که چرا بهم نگفته ولی بعدش دیگه از دلم در آورد دیگه ولی گندش بزنم یه بار صبحونه نخورده بود دهنش بویه فاضلاب میداد و خدا میدونه که من چه عذابی کشیدم و چطوری سریع تمومش کردم...هه هه 

 

نا گفته نمونه من خیلی بچه بودم و اون ۲ سال از من بزرگتر بود...هه هه