X
تبلیغات
پیکوفایل
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390

فرهنگ مامی

من فکر میکردم مادرم از رابطه س...ک...سی من و دوست دخترم خبر داره چون ۱۰۰ بار بهش گفتم مثلا برو خونه مادربزرگم تا اون بیاد خونه و مثلا صبح تا شب تنها بودیم و خوب وقتی یه دختر پسر اونم بعد از ۵ سال دوستی پیشه هم تنها باشن مگه میشه کاری نکنن؟ 

 

دیروز اتفاقه خیلی بدی برام افتاد..من یه کشو دارم که درش قفله و چیزهای ممنوعم تویه اونه(مثله کا..ندو..م....اسپری...)و تو خونه ما طوریه که کشویی هم که قفل نباشه کسی نمیره سرش چه برسه به اینکه قفل بشاه اما از شانس بده من که کلید رو خونه جا گذاشتم و مادرم دنباله کارت ملیم بود کشوم رو باز میکنه و .......بله دیگه همه چیو میبینه... 

 

من سره کار بودم بهش زنگ زدم که دیدم خیلی قاطیه گفت بیا کارت دارم...نگفت چی شده فقط گفت بیا...وااای دل تو دلم نبود... 

 

وقتی رفتم خونه گفت بزار خواهرت بره مدرسه بعد میگم هرچی اسرار کردم نگفت فقط گفت باید نشونت بدم اما خیلی عصبانی بود... 

 

وقتی خواهرم رفت با کلی مقدمه چینی و عصبانیت گفت اون چیه تو کشوت؟من هم کولی بازی درآوردم که به چه حقی کشویه قفله من رو باز کردی و نگاه کردی و توضیح داد واسه چی باز کرده اما من قبول نکردم و گفتم خیلی کارت زشت بودو از این کولی بازیا...بعد گفت اصلا من استباه کردم اونا چی بودن تو کشو؟خجالت نمیکشی؟از اعتماد من سواستفاده کردین مگه به جز دوست دخترت کسی هم میاد و از این جور حرفا.. 

 

من اولش گفتم بعدا واست میگم الان نمیخوام بگم ولی هی گفت بگو و من کلا زدم زیرش گفتم واسه من نیست واسه دوستامه...باز هم قاطی کرد گفت مگه اینجا فا..حشه خونست که دوستات اومدن این کارو کردن... 

 

بهم میگه زن میخوای بگو زن میخوام... 

 

همه این مقدمات رو گفتم تا چندتا چیز رو بگم و از فرهنگ بده جا افتاده بگم..البته چون الان دیدم طولانی شد تو ادامه مطلب میگم و توصیه میکنم حتما بخونید تا پدر و مادر آینده شدید به دردتون بخوره...

 

 

اول از همه وقتی میبینی یه جوونی به ۲۲ سالگی رسیده و فقط با یه دختره و قصده ازدواج داره با اون و هرز نمیپره پس خیلی طبیعیه که س...ک...سش رو هم با اون انجام بده و اگر یه پسره ۲۲ ساله این کار رو انجا نده غیر طبیعیه! 

 

دوم این که فرهنگ اونقدر پایینه که مادرم به خاطره غریزه ی من میگه اگه زن میخوای بگو چرا این کار هارو میکنی؟...آخه مادره من .. من به خاطره این موضوع باید برم زن بگیرم؟یعنی زن گرفتن فقط واسه اینه که خودت رو خالی کنی؟هان؟ 

 

سوم این که یه مادر باید خوشحال بشه که تو کشویه پسرش وسایله بهداشتی هست حداقل خیالش راحته که دردو مرض نمیگیره..نه؟ 

 

چهارم این که وقتی یه کشویی قفله شما نباید به هر دلیل بازش کنید اگر طرف میخواست شما بازش کنید خودش یه کلید میداد میگفت هر موقع نیاز شد بازش کن. 

 

پنجم این که این موضوع یه چیز شخصیه و من اونقدری بزرگ شدم تا خودم تصمیم بگیرم س...ک...س داشته باشم یا نه شما چرا قاطی میکنی؟ 

 

ششم این که تقصیره مادره من نیست جایی که بزرگ شده فرهنگش پایینه و این کار رو واسه خودش بزرگ میدونه..من که پسره ۱۳ ساله نیستم. 

 

هفتم میگن پسر از ۱۵ سالگی به بلوغ میرسه اما من که از پنجم خود ار..ضا..ییمم میکردم چه برسه به اینکه بفهمم چی به چی هست اما همون ۱۵ سال حساب کنی یه پسر بگیم ۲۵ سالگی هم ازدواج کنه این ۱۰ سال رو باید چی کار کنه؟یا باید خود ار..ضا..یی کنه که از لحاظ روانی تاثیر خیلی بدی داره یا اینکه کلا سر کوب کنه که در آینده به هزار جور مشکل دچار میشه. 

 

در کل پدر و مادر های عزیز خواهش میکنم خودتون رو گول نزنید و چشماتون رو باز کنید و واقع نگر باشید...تا کی میخواییم همه چیمون تو ظاهر و باطن فرق کنه؟ 

 

راستی مادر....تو باعث شدی من بهت دروغ بگم....اگر قاطی بازی در نمیاوردی و منطقی باهام حرف میزدی و بهم ترس نمیدادی من هم میتونستم خیلی منطقی باهات صحبت کنم و مشکلمون رو حل کنم اما تو با اون کارهایی که کردی باعث شدی من قدرته راست گفتن رو نداشته باشم....برایه این کاره بدتم بهت تبریک میگم.