X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 29 مهر‌ماه سال 1390

دل تنگ

خیلی حرفها دارم...اما نمیدونم چرا نمیتونم بگم...و میدونم این اخلاق خیلی بده...آدم باید بتونه حرفاشو بزنه دردودلاشو بریزه بیرون...اما سختمه...نمیتونم...اما باید سعیم رو بکنم...و میکنم... 

 

این روزها خیلی دلتنگ میشم ... دقیقا نمیدونم دل تنگه چی ... دل تنگه گذشته ... دل تنگ این روزها ... دل تنگه جوانی ... دل تنگه روزهای خوب روزهای بد ... دل تنگه زیر زمین مش عباس(خدا بیامرز) و عرق خوری ... دل تنگ چیزهایی که ندارم ... دل تنگ چیزهایی که داشتم ... دل تنگ چیزهایی که دوست داشتم تجربه کنم و نکردم ... دل تنگه باورهام ... دل تنگه احساساتم ... دل تنگه الانه پدر و مادرم ... دل تنگه زندگی ... دل تنگه تشنگی زیاد به خاطر عرق کردن برای بازی ... دل تنگه اون روزهایی که ۷.۸ تا بودیم آقای گل بازی میکردیم ... دل تنگه نون بربری و گوجه ... دل تنگه بوی نمه بارون که انگار دیگه نیست ... دل تنگه توپ پلاستیکی ... دل تنگه تیس تیس آهنگهای سندی ... دل تنگه دعواهای بچگی ... دل تنگه اون وقتایی که میخوابیدم و مادرم هی دست میکشید تو موهام ... دل تنگه دوره هم جمع شدنهای فامیل ... دل تنگه خرس وسطی ... دل تنگه الان... 

 

ترس دارم از اینکه میدونم یه روزی دل تنگه این روزهام میشم... 

 

نمیدونم این چه حسیه من چند وقته پیدا کردم انگار یه نفر یه جایی داره روم تاثیر میذاره...انگار تو یه جایه دیگه هم دارم زندگی میکنم... 

 

ترس دارم از پیریه پدر و مادر و وقتی به این موضوع فکر میکنم بغضم میگیره... 

 

زندگی چقدر بی رحمه...خدا بی رحم تر...نمیخوام خدا سرمای بی لباس بکشه یا بی پولی...میخوام خدا احساس بزرگ شدن و پیری بکنه...ببینم باز هم شکر میکنه؟... 

 

اما همیشه به خاطره یه موضوعی خوشحالم...اونم اینه که تموم میشه...درد هرچی باشه...۱۰سال ۲۰ سال ۱۰۰ سال...بلخره یه روزی تموم میشه و میمیرم... 

 

پینوشت:نمیدونم چرا جنگ رو دوست دارم! 

 

پینوشت۲:دل تنگه (هه هه روم نمیشه بگم دل تنگه چی خیلی ضایست). 

 

پینوشت۳:اگر تو زندگیم میتونستم مثله خیلیها راحت گریه کنم شاید اینقدر پر نبودم... 

 

پینوشت۴:پیشنهاد میشه آلبومه (آلبوم ما)رو بگیرید(همونی که تیک تاک .. سامی بیگی .. تهم)اینها خوندن و آهنگ سامی بیگی و تیک تاک رو گوش بدید که شدیدا زیباست...(البته آهنگای دیگشم قشنگن)