X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1390

روزها میگذرند

روزها میگذرند 

بی هیچ هدفی 

بی هیچ فردایی 

روزها میگذرند 

من در اوج جوانی 

بی هیچ شادی 

بی هیچ لذت 

روزها میگذرند 

و من با روحیه ای پیر 

با اعصابی داغون 

با جیبی خالی 

روزها میگذرند 

و من روزهایم را شب میکنم 

در خانه 

در اتاق 

روزم را شب میکنم 

روزها میگذرند 

بی هیچ حرفی 

بی هیچ صدایی 

روزها میگذرند 

روزها برنمیگردند 

و چه خوب که روزها میگذرند 

و من خوشحال 

از اینکه روزی را تمام کردم 

و من خسته 

از گذراندن روزها

به امید تمام شدن 

به امید روزی که 

نباشد بگذرانم