X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دوشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1390

اعتراف"2"

باید اعتراف کنم دوست داشتم ساندیس خور یا همون بسیجی بودم.... 

اگه بسیجی بودم خیلی از مشکلاتم حل میشد....خیلی از دغدغه های الان رو نداشتم....ساندیس خور بودن خوبه به شرطی که از بچگی دورو اطرافیات این شکلی باشن و این شکلی بزرگ بشی.... 

خیلی خوبه اون حکومتی که میخوای سر کار باشه....خیلی خوبه قدرتت زیاد باشه....خیلی خوبه که میتونی کاری کنی رییس پلیس با اون همه ادعاش واسه اینکه نیروهاش باهات بد رفتار کردن و تو ناراحت شدی بیاد از دلت در بیاره....خیلی حال میده که خودت رو صاحب این مملکت بدونی....خیلی خوبه که با اینکه اقلیت جامعه هستی به اکثریت حکومت کنی....تازه 2تا حاجی حاجی میگی و میتونی کار خوب پیدا کنی....با یه داد مشت میزنی دهنه آمریکا و خودتو آیندتو میبندی....دنیای ساده و بدونه فکری داری و فقط یکیو میشناسی....خیلی خوبه که احساس نکنی تو این مملکت داری از بین میری....خیلی خوبه که میتونی عقایدت رو داد بزنی و تو تلویزیون نشونت بدن و بیشتر تشویقت کنن....خیلی خوبه که اونی که دوست داری رهبره مملکتته و اون یکی رییس جمهور....تازه شاید ماموریت هم بهت بخوره مثلا ماموریت بخوره واسه صلح و احیای حقوق بشر بری انگلیس عشق و حال....مثله خیلی از جوونا بیکار نیستی و برنامه داره زندگیت مثلا میدونی پنجشنبه ها دعای کمیل و جمعه ها نماز جمعه و هفته ای چند بار جلسه تو مسجد....از اینکه مردم اسمهاشون عربیه حال میکنی و ماه محرم بهت طبل میدن بزنی یا میتونی ماه محرم جلو کلی آدم بخونی....از اونجایی که هیت های شما حکم همون کنسرتهای مارو داره پس شما هر موقع بخوای یه جای این شهرت واست کنسرت داره اونم مجانی....کلا خوش به حالتون نه فکری نه چیزی تازه جاتونم وسطه بهشته و کلی آدم منتظرته تا اونجا شفاعتت رو بکنه نه مثله ماها که خدا جونمون رو نمیگیره که نریم سمتش یه وقت....حالا این چیزا واسه بسیجی بودنه فکر کن اگه ملا میشدم چه امکاناته دیگه ای داشتم

 

باید اعتراف کنم دوست داشتم این شکلی باشم ولی ما که از بچگی شانس نیوردیم تو یه محیطی به دنیا اومدیم که مخالف این شکل زندگی بودنو فکر کردن آزاد!....