X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 24 تیر‌ماه سال 1390

روزهای بد

گذشت اون آسمانه آبی که بارون عاشقانه بارید
یه روزه بد میاد از اون بالا خاک بباره پایین
بابایه ما نبود تاجره صادرات قالی
تنها ارث پدر عکسش بودو با یه قابه خالی
بابا شیمیایی شد تو جبهه از لابلایه خاکریز
اصلا فکر نمیکرد جنگ ما از داخل باشه حاجی
ما یه خانواده داشتیم اونم صافو ساده پاشید
حالا از دارو داره دنیا یه جیگره پاره پاره داریم
اما تو خوش به حالت,هرچی خواستی اونو با اشاره داشتی
خونه پولو پله زن بچه خانواده ماشین
ولی کدوم خدا 100 ملیون تو عابر بانک ما ریخت
واسه 1 لقمه نون موندیم ولی باز ادامه دادیم
1روز مثه خودت یه بدنه پاک سالم داشتیم
حالا به حاله ما اشک میریزی جایه ما که باشی
دیروز بین من هیچ فرقی نبود با جناب عالی
امروز حق مارو خوردی شدی مایه داره تاریخ
تو خوابی با لالیی من بیدارم با صدایه آزیر
چرا تو میکشی اون بدبختی که پایداره ماییم
اصلا توف به اون زنی که منو ظالمانه زایید
ما که رفتیم دایی دیگه تو این خانه جایه ما نیست 

 

احمد رضا..